اس ام اس و ضرب والمثل های ترکی و......

****عزیز هم وطن لریم خوش گلیبسیز****اس ام اس *سئنامالار یا همان امد نیامدها*قصه های پند اموز ترکی


ـ آلو، سالام آنا...

ـ علیکوم سالام... هاراداسان؟

ـ آنا قیزلار گئدیر گزمه‌یه... من‌ده گئدیم؟

ـ من بیلمرم ... اونو آتان بیلر... ده‌سته‌یی وئردیم اونا...

ـ سالام آتا...

ـ سالام، نه‌ اولوب؟

ـ آتا برزیل بوگون اویونون اوددو؟

ـ هه...

ـ یاخشی دسته‌یی وئر آناما...

ـ آنا آتام هه دئدین ائشیتدین؟ من گئتدیم!

نوشته شده در پنجشنبه یکم خرداد 1393ساعت 1:0 توسط سولدوزلو|

اشــــــعار ترکــــــــــــی به همراه تـــــرجمه فارســــــــــی

صبر ایله کونول محنت هیجرانه تلسمه/درد اهلی یتر صبر ایله درمانه تلسمه/یوسیفده زلیخانی محبت له سویردی/سالدیردی زلیخا اونی زیندانه تلسمه/دنیایه وفا ایلمه چوخ آغلاما کونلوم/دنیا نه وفا قلدی سلیمانه تلسمه/کام آلمیاجاخ آیریلیغا باعث اولانلار/عاشق چاتاجاغ سوگیلی جانانه تلسمه
ترجمه:صبر کن ای دل بر محنت دوری عجله نکن/صاحب درد خواهد رسید برایدرمان عجله نکن/یوسف هم زلیخا را با عشق دوست داشت/آخر زلیخا به زندانش انداخت عجله نکن/ به دنیا زیاد وفا نکن و گریه هم نکن ای دل/دنیا چه وفائی به سلیمان کرد عجله نکن/کسانی که به جدائی دامن می زنند/عاشق به جانان خود خواهد رسید عجله نکن

 

*،*،*،*،*،*،*،*،*

قورخورام غملی سوزوم سینه ده خاموش اولسون/سرنوشتیم کیمی عشقیم ده فراموش اولسون/ساقی سیز باده یاپیشمیر منه ای باده ساتان/ایکی پیمانه گتیر با هم ایچک نوش اولسون
ترجمه: میترسم حرف غمگینم در سینه خاموش شود/همانند سرنوشتم عشقم هم فراموش شود/ای باده فروش بدون ساقی می به من نمیچسبد/دوپیمانه بیاور با هم بخوریم نوش جانمان

 

ادامه مطـــــــــــلب......>>>>>>


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه یکم خرداد 1393ساعت 0:52 توسط سولدوزلو|

 

برای مشاهده بقیه مطــــــــــــــالب به ادامه مطلب برویـــــــــــــد......

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه یکم خرداد 1393ساعت 0:40 توسط سولدوزلو|


خداوندا ، نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما

برای دوستان من عطا فرما :

هزار و سیصد امید

هزار و سیصد و نود بهروزی

هزار و سیصد و نود و سه لبخند زیبا

سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد

.

.

.

روز اول سال آدم به آدم میرسه ، اما اس ام اس به آدم نمیرسه !

سال ۱۳۹3 بر شما مبارک

.

.

.

عید است ولی بدون او غم داریم / عاشق شده ایم و عشق را کم داریم

ای کاش که این عید ظهورش برسد / اینگونه هزار عید با هم داریم

اللهم عجل لولیک الفرج

سال نو مبارک

.

.

.

امیدوارم عید با بوسه هایش

بهار با گلهایش و سال نو با امیدهایش بر تو ای عزیزترین مبارک باشد . . .

.

.

.

فرخنده باد بر همگان مقدم بهار / نوروز ، جاودانه ترین جشن روزگار

نوروز مبارک

 

 

برای مشاهده بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب بروید......


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 15:9 توسط سولدوزلو|

  یا فاطمه الزهرا

 

بیزه  دنیاده   عنایت    ایلین   فاطمه دی

 

یر یوزون نوریله   جنت ایلین فاطمه دی

 

خلق ایدوب عالمی خلاق سماوات وزمین

 

آدینی   خلقته    زینت    ایلین  فاطمه دی

 

محرم   کعبۀ  عشقی     ملک و حورادی

 

کعبۀ    عشقی   عمارت   ایلین فاطمه دی

 

هر   نفسده    نفسین   قدریجا تسبیح دیوب

 

آنا   بطننده    مناجات   ایلین    فاطمه دی

 

گوروب اللهی اگر بیر دفعه    موسای کلیم

 

گونده   اللهی   زیارت   ایلین    فاطمه دی

 

سائله طوی گیجه سی کوینگین  اعطا ایلدی

 

هر   گرفتاره    محبت    ایلین   فاطمه دی

 

قوخما   ای   شیعه   قیامت   گونونن نارنین

 

چونکه   عقباده   شفاعت   ایلین   فاطمه دی

 

 

******

نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1392ساعت 14:15 توسط سولدوزلو|

از فاطمه اکتفا به نامش نکنيد
نشناخته توصيف مقامش نکنيد
هر کس در او محبت زهرا نيست
علامه اگر هست سلامش نکنيد

************

در خانه آه دارد علی
عشق پهلو شکسته داردعلی
آن پسر جان داد فدای مادرش
حسن حسین داغ مادر دارند یاعلي

*************

سبد سبد بياريد گلهاي نيلوفري رو
بيايد عزا بگيريم روزاي بي مادري رو
بگيد چاووش بخونه غم از دلا امون برده
بگيد حجله بيارند آخه مادر جوون مرده
پيغمبري که عمري غمخوار امتش بود
روي کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟


************

فاطميه قصه گوي رنجهاست
فاطميه تفسير سوز مرتضي ست
فاطميه شعر داغ لاله است
قصه ي زهراي 18 ساله ست
فاطميه شرح ديوار و در است
دفتر در مقام سخت زينب پرور است

***********

ما گوشه نشينان غم فاطميه ايم
محتاج عطا و کرم فاطميه ايم
عمري است که از داغ غمش سوخته ايم

**********
دیدم که ازپس در پهلوی من شکسته است
فریاد من درآنجا علی علی علی بود
بر روی سینه من با میخ در نوشتند
این جرم گفتن علی علی علی بود
من هم زخون سینه بر روی در نوشتم
تنها گناه زهرا علی علی علی بود

****************

زآن روزی که سیلی خورد زهرا
سیه شد روزگار اهل معنا
شنیدم زعارفی که می فرمود
حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضا

***************

چرا پس بوی غربت یا رب از این خانه می آید
صدای شستن فردی از این کاشانه می آید
چرا هر قدر می خواهم بتابم سوی آن حجره
سیه ابری به رخسارم چنان بیگانه می آید
چرا آه ابرمردی بگوش آید که ای اسما
مریز آب روان دستم به زخم شانه می آید
مگر پهلو شکسته بانویی را میدهد غسل آن شه مردان
که آوای دلش این نیمه شب مستانه می آید

*************

کوچه های غربت و غم قحطی یک مرد بود
خانه مان در غارت بی غیرتی نامرد بود
دست مادر را گرفتم تا سوی مسجد رویم
ناگهان آتش گرفتم دست مادر سرد بود
شهادت اولین مدافع ولایت تسلیت باد

**********

حضرت زهرا (س) فرمود:
خدايا مرا فارغ کن که تمام توجه ام به آن باشد که براي آن خلق شده ام.

**********

گرچه مظلومي مولا سندي معتبر است اين سند ثابت و امضا شده با ميخ در است.

*********

سرفصل کتاب آفرينش زهراست
روح ادب وکمال و بينش زهراست
روزي که گشايند در باغ بهشت
مسئول گزينش و پذيرش زهراست

*********


خدايا به سوز دل مولا علي-ع و به پهلوي بشکسته ي زهراي مرضيه-س
قَسمت مي دهيم که فرج منتقم شان را برساني .. آمين

 

برای مشاهده بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب بروید...........


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1392ساعت 13:9 توسط سولدوزلو|

عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد

********************

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...


********************

وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره.... آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم...

********************

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم.(آمین)

 

 

لطفا برای مشاهده بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب بروید.........


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت 14:17 توسط سولدوزلو|

چهل حدیث در خصوص ماه مبارک رمضان

1-پایه‏ هاى اسلام

قال الباقر علیه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولایه.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1

2-فلسفه روزه
قال الصادق علیه السلام:

انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.

من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1
 
3-روزه آزمون اخلاص
قال امیرالمومنین علیه السلام:

فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

نهج البلاغه، حكمت 252
 
4-روزه یاد آور قیامت
قال الرضا علیه السلام:

انما امروا بالصوم لكى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا علیه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.

وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10
 
5-روزه زكات بدن
قال رسول الله صلى الله علیه و آله لكل شیئى زكاة و زكاة الابدان الصیام.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

براى هر چیزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3
 
برای مشاهده بقیه احادیث به ادامه مطلب بروید...


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1392ساعت 23:38 توسط سولدوزلو|

سوگیلیم سن کی بیلیرسن بوغریب دنیا یالاندیر/اینانیرسان اوجا داغلار باشی چوخ شهلی

دوماندیر/انسانین یاغشیلیقی تکجه بودنیادا قالاندیر/بونو بیلسن بیلرم سن منی چوخداندی

سویرسن/ سویرم منده سنی چون بیلیرم یاغشی بیلیرسن

*******

یازیسان هی قلمی آغلادیسان اولمادیکی!


نقدر یازسا قلم سن پوزوسان اولمادیکی !


در گهونده گزیرم من پروانه لر تک !


گوزلیم من گلیرم سن قاچیسان اولمادیکی !

*******

گؤزون بیر سئوگیلی ، ایستکلی گؤرسه ، روحون سئوسه ، سوندان گلر دیوانه لیک .


من کی سنی گورمه میشم ، سئومه میشم ، سنه عاشیق اؤلمامیشام ، ندن بئله دیواننم ای “آزادلیق”

*******

منیم چؤرک سیز و سوسوز قالدیغیم گونوم چوخ اولوب ، آمما اومودسوز قالدیغیم گونوم هئچ

اولماییب.

*******

صبر اولسا کونول قیشدا گئدر شاخدادا قاردا/ بایرامدا گلر آرخاجا بولبولده باهاردا


  بیر آزجا گولوم سن بو غم فرقته دوزسن/ هیجراندا چاتار باشا گلر نازلی نیگاردا

*******

دنیا دا قارانلیکلار اگر جمع اولا باهم/بیر خیرداجا شمعین ایشیغین سوندوره بیلمز

 

*******

 

برای مشاهده بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب بروید>>>>>>

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392ساعت 0:38 توسط سولدوزلو|

یئنی ایلین موبارک ! یئنی ایل سنه یئنی اوغورلار گتیرسین


یئنی ایلده سنه خوش آرزولار

و بو آرزولارینین حایاتا کئچمه سینی آرزولاییرام
.
سال نو مبارک ، توی سال جدید برات آرزوهای خوب


و رسیدن تو به این آرزوهات رو آرزو میکنم
.
.
.
شکر کیمی دادلی
، ناغیل کیمی گوزل بیر ایل آرزولاییرام سنه


قارشیندان گلن یئنی ایلین جان ساغلیغی


اوغور و سعادتله دولو اولسون . نئچه بئله بایراملارا
.
سالی مثل شکر شیرین ، مثل قصه زیبا براتون آرزو میکنم


سال جدید براتون پر از خوشی و سعادت باشه
.
.
.

بو تازا ایلده اوره یینده توتدوغون آرزولارینین


گرچک لشمه سینی آرزو ایدیرم، بایرامینیز مبارک
.
توی این سال جدید آرزو میکنم به همه آرزوهات برسی. ” عیدت مبارک ”
.
.
.
آرزوم بودور غصه – غمین یوخ اولسون


اورک لردن دردلر گئتسین ، سئوگی پایئن چوخ اولسون !


نوروز بایرامینیز موبارک
.
آرزومه غم و غصه نابود شه ،


از دلا درد بره،عشق تو دلا موج بزنه “


عید نورز مبارک ”
.


.
.
یئنه گلیر نازلی باهار ، نازلی یاز


هامینین یازیسین بو ایل یاغلی یاز


جان ساغلیغی ، جیب وارلیغی ، اولوم آزمهریبان آللاهیم ، بئله یازی یاز


“ تازا ایلینیز موبارک اولسون . ”
.
بازم بهار میاد ، با ناز


سرنوشت همه رو خوب بنویس امسال


سلامتی تن ،جیب پر ، بلا ها دور


خدایا بازم بهار و بیار


“” سال نو مبارک “”
.
.
.
بایرامینیز موبارک ! نئچه بئله بایراملار


قوی بو یئنی ایل سیزه و آیله نیزه سئوینج


اوغور گتیرسین . بوتون کدرلی گونلرینیز بو ایلده قالسین


یئنی ایلده گوزل و شن گونلره چیخاسیز!
.
عیدتون مبارک


بذارید این سال جدید برای شما و خانوادتون پر از شادی باشه


و همه غمهاتون تو این سال بمونه و سال جدید پر از زیبایی باشه
.
.
.
قوی بو طراوتلی نوروز بایرامی سوفره نیزه روز و برکتله


قلبینیزی خوش حیسلرله دولدورسون ، ساغلاملیغینیز محکم آرزولارینیز سونسوز


اومودلرینیز گرچک اولسون
.
بذار این عید باطراوت به سفرتون برکت ببخشه ، قلباتونو پر از خوشی کنه


سلامتی براتون آرزو دارم ، امیدتون پرفروز باشه
.
.
.
کونلومده وار مین آرزو مین بیر دیلک ،


گل باریشاق نازلی یاریم کوسمیک


با هم اولاق بایرام گونو بیز گرک


نوروز گونو اولسون سنه موبارک
.
تو دلم هزار آرزو هست


بیا آشتی کنیم عزیزم نه قهر


باید روزای عید با هم باشیم


عید نوروز مبارکت باشه
.
.
.
.
بایرام گوزللیک دیر ، گوزللیک لر سیزین اولسون ، بایرام اوموددور


اومودلرینیز گرچک اولسون ، نوروز بایرامینیز موبارک اولسون
.
عید قشنگه ، فشنگیها نصیبتون باشه ، عید پر از امیده


امیدتون ابدی باشه
، عید نوروزتون مبارک باشه . . .
.
.
.
تازا ایلده . سیزه گون کیمی پارلاق


چای کیمی آخارلی حیات آرزولایرام
.
تو این سال جدید،


برای شما زندگی ای درخشان همچون خورشید و روان مثل رود آرزومندم


 

برای مشاهده بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب بروید....


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 12:10 توسط سولدوزلو|

حسنلو گنجینه ای در اعماق تاریخ/ تپه های باستانی نماد تمدنهای دشت
 
سلدوز:
 
تپه باستانی حسنلو به همراه مهمترین اثر مکشوفه آن یعنی جام "زرین حسنلو" با قدمتی بیش از
 
 هشت هزار سال قبل از میلاد مسیح در نقده استان آذربایجان غربی نمادی از تاریخ کهن ایران
 
 اسلامی است که مهیای استقبال از مسافران نوروزی است.

به گزارش خبرنگار مهر در نقده، این تپه باستانی در میان جلگه ‌ای سرسبز و خرم که به نام

"سلدوز" معروف است در کنار دهکده ‌ای به همین نام قرار دارد.

دهکده حسنلو را چند روستای دیگر مانند نگینی در بر گرفته‌اند و تپه‌های باستانی زیادی در

 خصوص تپه حسنلو را فراگرفته‌است و گویا هنگام آبادی حسنلو و تمدن عظیمش تمدن‌های

 دیگری نیز با این تپه در تماس بوده و هم دوره تمدن حسنلو به وجود آمده‌اند.

وجود تپه‌های باستانی دیگر حکایت از این دارد که اقوام ساکن در حسنلو با اقوام ساکن در

 تپه‌های اطرافش از یک تیره بوده و با هم داد و ستد و ارتباط داشته‌اند که از جمله این تپه‌ها

 می‌توان به تپه باستانی پسدلی، حاج فیروز، تابیه، عقرب تپه، تپه کوییک، میرآباد، ساخسی تپه،

 نظام آباد و محمدشاه که به فاصله‌های مختلف از یکدیگر و به فاصله دو کیلومتر تا شعاع

15 کیلومتر از تپه حسنلو قرار گرفته‌اند.

تپه حسنلو تپه بزرگ و مدوری به قطر تقریبی 285 تا 250 متر و ارتفاع 20 متر از سطح

 رودخانه "گدار" است، این تپه بین دو دهکده امین‌لو و حسنلو از طرف مغرب و مشرق قرار

 گرفته ‌است.

ساکنان اولیه تپه حسنلو احتمالا قوم مناعی بوده‌اند که تمدن بس وسیع و درخشانی از خود به

 یادگار گذاشته‌اند و از اشیای مکشوفه در این تپه چنین به نظر می‌رسد که آثار مفرغی آنها کاملا

 قابل مقایسه با آثار مفرغی لرستان یعنی قوم کاسی است و شاید قرابتی بین این دو قوم موجود

 باشد از قوم مناعی و محل سکونت آنها که سرزمین‌های جنوبی دریاچه ارومیه بوده، یادی در

 تورات شده و قوم مناعی را قوم "مان" هم گفته‌اند.

سکونت مردمان 10 دوره تاریخ تمدن ایران در تپه حسنلو

بر اساس داده‌های باستان‌شناسی این تپه در 10 دوره مورد سکونت قرار گرفته و ضخامت

 لایه‌های هر دوره معلوم است که دوره دهم که قدیمی‌ترین دوره سکونت حسنلو به حساب

 می‌آید، مربوط به هزاره ششم تا هزاره سوم قبل از میلاد است و این دوران از دوره ابتدایی

 سنگی آغاز و تا دوره باستانی، مادها و دوره اسلامی ادامه می‌یابد.

دورتا دور قلعه را دیواری به قطر سه متر و ارتفاع هفت متر فرا گرفته بوده و در سراسر این

 دیوار برج‌های مربع شکلی به فاصله‌های 30 متر از یکدیگر و به ابعاد 10 متر در 10 ساخته

 شده بود و ارتفاع برج‌ها به درستی معلوم نیست.

با احتساب هر 30 متر یک برج، تقریبا محل هفت برج در روی دیوار دفاعی قلعه روشن

 می‌شود و طرز قرار گرفتن برج‌ها در میان دیوارها طوری بوده که سه متر از طول برج داخل

 دیوار و پنج متر آن خارج دیوار و دو متر آن در سوی دیگر دیوار (داخل قلعه) قرار داشته و

 از این برج‌ها برای حفاظت قلعه استفاده می‌شده است.

در جانب ورودی حیاط، مجموعه‌ای از بناهایی مانند تالار بزرگ یا معبد و تعدادی اتاق‌های

 متصل و مربوط به هم قرار داشته و در این میان معبد بیش از دیگر بناها قابل توجه است این

 پرستشگاه یا معبد دارای سقف و ستون‌های چوبی بود و بیش از 30 متر طول و بیش از پنج متر

 عرض داشته است.

در دژ حسنلو، اتاق‌هایی نیز به انبار و آشپزخانه و اسلحه‌خانه اختصاص داشته ‌است از

 اسلحه‌خانه که معلوم نشده کارگاه اسلحه‌سازی یا محل نگهداری جنگ‌افزار بود، مقدار زیادی

 شمشیر و سه نیزه آهنی کشف شده ‌است.

در اطراف غربی حیاط، حدود ۱۵ باب اتاق بزرگ و کوچک وجود داشته و جام زرین حسنلو

 در یکی از اتاق‌های همین قسمت کشف شده ‌است.

بناهای شمالی حیاط مرکزی گویای جایگاه ویژه زنان و کنیزان بوده ‌است چون در این قسمت

 مقدار زیادی جعبه‌های ویژه نگهداری وسایل آرایشی چون سرمه دان و وسمه دان استخوانی

 یافت شده ‌است.

از تپه باستانی حسنلو در سال‌های ۱۳۱۳ تا ۱۳۵۸ طی حفاری‌های باستان‌شناسان ایرانی و

 آمریکایی انواع و اقسام ابزار و ادوات جنگی مانند شمشیر، خنجر، نیزه، سرنیزه‌هایی از جنس

 مفرغ و آهن به همراه هزاران ظروف سفالی و اشیای استخوانی سنگی سفالی، شیشه‌ای و فلزی

 گوناگون که هر یک دارای ارزش تاریخی، باستانی و هنری هستند، کشف شده ‌است که در

 موزه‌های ایران باستان، آمریکا، فرانسه و دیگر کشورهای جهان نگهداری می‌شود.

در سال 1336 کاوش علمی و تخصصی تپه باستانی حسنلو را هیئت حفاری و کاوش مشترک

 ایرانی -آمریکایی آغاز کرد و در این حفاری و کاوش، از خرابه ها شهر، دژی از زیر خاک

 بیرون آمد که به عقیده باستان شناسان متعلق به قوم "ماننا" است.دیوارهای این بناها و منازل و

 معابد آن با پایه های سنگی ساخته شده و در بالای آنها از آجرهای بزرگی به طول،40 عرض

 23 سانتیمتر و ضخامت 14 سانتیمتر استفاده شده است. در قسمت حفاری شده این تپه، ویرانه

 های شهر یا دژی دیده می شود که از دو بخش عمده تشکیل شده است.

تپه باستانی حسنلو یکی از مهمترین اماکن باستانی و تاریخی ایران و جهان به شمار می رود و

 باستان شناسان ایرانی و خارجی قدمت آن را حدود 800 تا 1400 سال قبل از میلاد تخمین زده

 اند. حدس دیگر آن است که آثار مربوط به ویرانه های تپه حسنلو در 700 یا 650 سال قبل از

 میلاد به آتش کشیده شده است.

جام زرین باستانی ترین اثر حیاتی در سلدوز

مهمترین اثر مکشوفه تپه باستانی حسنلو که اهمیت ویژه ای در جهان و باستان شناسی دارد، جام

 طلایی حسنلو است. وزن این جام 950 گرم، بلندای آن 21 سانتیمتر، قطر آن 25 سانتیمتر و

 محیط لبه آن 61 سانتیمتر است و در موزه ایران باستان تهران نگهداری می شود.

این جام اثر کاملا خیره کننده ای است، زیرا بیش از حد ظریف کاری داشته و فاقد ترکیب مجلل

 است.

قدمت جام طلایی کشف شده از تپه حسنلو در حدود 800 سال قبل از میلاد مسیح است، بر روی

 بدنه این جام معروف، نقش های بسیاری حک شده است که احتمالا داستان حماسی را روایت

 می کنند.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 11:51 توسط سولدوزلو|

«یاندێم یاناسان ، اۇجا بوْی بالامێ دوْیۇنجا گؤرمه‌دیم ، آنان اؤلسۆن ، کاش قایێدێب من یئریوه

 اؤله‌یدیم ، یارالێیام بالام هئی و ...»

و یا قطعه زیر داغ دل مادری را در از دست دادن نوزاد عزیزش بیان می کند:

«بئشیگین مرمر باشێ                  یاندێ اۆره‌گیم باشێ»

البته بعضی از این اوْخشاتماها به علت طبع شعری گوینده‌اش دارای وزن خاصی بوده و ماندگار

 گردیده است. که برای نمونه اوْخشاتماهای دختر علی اکبر سلطان (از قارا پاپاق های استر آباد

 بنام تئللی خانم که در مرگ پدرش در مجلس سوگواری بالبداهه سروده است (مئهران بهاری)

 

برای دیدن اوخشامالار به ادامه مطلب بروید....


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 11:33 توسط سولدوزلو|

آللاه‌دان اوزولمییه نه اؤلوم یوخدور.
«کسی(بیماری) که امیدش را از خدا قطع نکرده نمی‌میرد.»


آت آلمامیش آخیر چکیر.
«قبل از اینکه اسب را بخرد آخورش را می‌سازد.»


آتامین اؤلمه گیند‌ن قورخمیرام، قورخیرام عزرائیل قاپیمی تانییا.
«از مرگ پدرم نمی‌ترسم ‏‏،ترسم از این است که عزرائیل در خانه‌ام را بشناسد.»


آت آلماغا جاهال یوللا،قیز آلماغا قوجانی.
«جوان را برای خرید اسب بفرست و پیر را برای دختر(عروس).»


آتی آت ایله باغلاسان همرنگ اولماسا هم خوی اولار.
«دو اسب را که یکجا ببندی اگر هم رنگ نشوند هم خوی هم میشوند»

 

آدامین آغزیندان سؤز آلیر.
«از دهان آدم حرف می‌کشد.»


آج تویوق یاتار یوخودا داری گوره ر.
مرغ گرسنه در خواب ارزن میبیند.


آدون ندی رشید بیرین دئ، بیرین ائشید.
«یکی بگو، یکی بشنو»


آز دانیش ناز دانیش.
«کم گوی و گزیده گوی.»


آصلانین ائر‌کک , دیشی سی اولماز.
«شیر نر و ماده ندارد.»


آغاج بار گتیردیکجه باش اگر.
«درختی که بارش بیشتر باشد بیشتر خم می‌شود.»


آغاجی ایچیندن قورد یئیه‌ر.
«کرم درخت را از درون می‌خورد.»


آغریمایا‌ن باشا دسمال باغلامازلار.
«به سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند.»

 

برای مشاهده ادامه ضرب المثل ها به ادامه مطلب بروید.....


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 12:26 توسط سولدوزلو|


داستان كوراغلو





شيواترين تجلي خيال و خلاقيت مردمي


عليرضا ذيحق


داستان‌ حماسي كوراغلو، نا پيدا كرانه‌اي به سوي نور و روشني است و ترنم گر ستيزي جاودانه
 
 با ظلمت و تاريكي در افق‌هاي گلرنگ غروب كوهساران دنيايي كه افسانه‌هايش نيز- صبور و
 
 پروقار- چون خاك تشنه، خواب سبز نم- نم‌هاي بهاري را چشم انتظارند.
 
كوراوغلو، نامش «روشن» است و يادش حريري از خاطره‌ها در سيلاب جور و ظلمي كه با
 
سرشك بي‌پناهان رنگ ارغوان گرفته است. او تناور كوه ايستاده‌اي رامي‌ماند كه آذرخش تقدير
 
را، بردبارانه بر دوش مي‌كشد و گوهر پيكار را در بطن پرخروش چشمه‌هاي مواجش، جلا داده
 
 وبه زلالين نهرهاي حس و هستي جاري مي‌سازد.

«چنلي‌بئل» ميعادگه راستان و رادان، مأواي عزلت‌اش بود و اين بي‌باك مرد كوهسارانِ مه آلود
 
 را چون عقابي تيز چنگ برفراز قلعه و باروري چنلي‌بئل، جولان وسلطه‌اي.
 
اسبانش «قيرآت» و «دورآت» يال افشان و سْم كوبان مونس و يارش بودند و هر جا كه بيدادي
 
 بود تازان و خروشان، اربابان جور را هجوم مي‌آوردند و طوفاني از آتش را مي‌ماندند كه ستم
 
 خوشه‌ها رابه يكباره مي‌خشكاندند.

به راستي كه رمز و نمادهاي داستان كوراغلو، ابريشمين تار و پود ظرافت‌ها و زيبايي‌اند و
 
تسخير اوج قله‌هاي خلاقيت نسلي كه سده‌هايي پيش از اين نغمه‌‌خوان نيكي‌ها و فضليت‌ها بودند.
 
كوراوغلو، خونباريش چشمان پدر را كه ايلخچي خان بود، به نظاره نشسته بود و او را كه پدر
 
 «روشن» اش مي‌خواند در اين برهه، روشناي چشمان بي‌سوي پدر گشته بود و ديگر او را در
 
 ايل، نه روشن بلكه كوراغلو يعني كورزاد خطاب مي‌دادند.

اما چشمان پدر، چه ديده بود كه به ظلمت آويخت و تقاصي اينچنين داد؟ خانِ قدر قدرت به
 
ميهماني رفيقي داشت و آن رفيق، هديه‌اي خواست از بهترين اسبان ايلخي و خان، ايلخچي‌اش
 
 «علي كيشي» را فرا خواند و اسباني كه مهمتر و بهتر بودند خواست كه جدا كند. ايلخچي كه با
 
 چشمانش ديده بود دريا شكافته و دو اسب از ژرفا به در آمده و با ماديانها در آميخته و در آب
 
 شده بودند و قيرآت و دور‌آت را كه در آن زمان كره اسباني نحيف بودند اما از نسل آن دو اسب
 
 دريائي، به پيشكش سوي ميهمان خان مي‌آوُرُد و اما خان، آن را اهانتي دانسته و مي‌جوشد و به
 
 غضب، كوري‌اش را فرمان مي‌دهد.

پدر، روشن‌اش را برداشت و با كره‌اسبان، عزم كوههاي مه‌آلود كرد و از پسر خواست كره
 
 اسبان را آشياني سازد و راه هر چه روزن و نور است بر آنان ببندد. نور آز اشيان دريغ شد و
 
 اما اسبان، تنومند و ستبر چون صخره‌ها قد بركشيدند و روزي به اذن پدر، اسبان رو به
 
خارستانها نهادند و در قله‌ها، سم بر زمين كوفتند و بدينگونه چنلي بئل مأ واگه آنان شد و بذرهاي
 
 رشادت، خوشه‌هاي بشارت شدند و بدينسان هم است كه كوراغلو، حصار تنگ تاريخ را
 
 مي‌شكند و تلألؤ پرفروغ آواي نيكخواهي‌اش ، درهر عصر و نسلي نمادي از فضيلت مي‌گردد.
 
«نگار» آن قمري دلتنگ و بي‌تاب قفس‌هاي زرين اشرافيت، آن پريشادخت اقبال و بخت
 
كوراغلو، تاج و تخت شاهي را نفرين مي‌كند و به آواي كوهساران دل بسته و در چنلي بئل، عزم
 
 نبردي مي‌كند دوشادوش روشن تا هيچ هزار دستاني را تنگي قفس نيازارد.

كوراغلو، ديگر نه يك نام بلكه ستاره‌اي مي‌گردد با هفت هزار شهاب رخشنده‌اي كه غريو عدل و
 
 دادشان، فلك را به تسخير خود دارند و هر جا قطره اشكي به خوناب دل مي‌آميزد خشم‌شان
 
غرنده‌ و مهيب، برخارزاران پستي و رذالت لهيبي از آتش و رعد مي‌بارند.

داستان كوراغلو، با اين ويژگيهاست كه ديوارهاي ستبر قوميت را در هم مي‌كوبد و آوازه
 
جهاني‌اش گرمي بخش يخ‌زده پاها و دستهايي مي‌‌گردد كه زمستان سرد زمان را تجربه كرده‌اند و
 
 رنگيني گلگشت، خواب در چشم دلشان مي‌شكند.

در روايت‌هاي فرهنگ مردمي، كوراغلو دهگانه داستاني است مرتبط و منسجم كه هفت فصل آن
 
 در قالب سفر شكل مي‌گيرد و سه بخش ديگر از خردي و برومندي روشن، همدلي و دوستي‌اش
 
 با «عاشيق جنون»- آن خنياگر سياحي كه دل سپرده به روشن بود و سرسپرده‌اش مي‌شود آخر و
 
 فرجامين رزم و پيري‌‌اش نغمه‌ساز مي‌كند و زيباترين و سترگ‌ترين نمونه‌هاي نثر و شعر و
 
 فرهنگ شفاهي را كسوتي جاودانه مي‌پوشاند.

دراين اثر حماسي، شيهه‌ي قير‌آت و نعره‌ كوراوغلو، با شمشير مصري و غريوهاي دليران دل
 
 سپرده‌اش، آنچنان كوبنده و مؤثر تصوير مي ‌گردند كه گويي هر كدام از اين نمادها شخصيت و
 
روحي در لابلاي هزار توي داستان دارند. كوراغلو از اسب و دليرانش چنين سخن مي‌گويد:

«شيهه‌اش چون رعد مي‌خروشد و بسان سايه‌اي از مرگ مي‌گردد با قد فرازش در صحنه‌ي
 
پيكار. سرفرازان شمشير از نيام برمي‌كشند و طوفاني از شعله مي‌گردند به هنگامي كه خرمن
 
سلطان را در و آغاز مي‌كنند.»

اين شيواترين تجلي خيال و خلاقيت مردمي، از فراسوهاي تاريخ و اوج اقتدار فئوداليزم، چون
 
نهري خروشان مي‌گذرد و با اختراع تفنگ سير افولي‌اش رادر درياي زمان طي مي‌كند.
 
كوراوغلو تفنگي مي‌بيند وبه كندوكاو، از چند و چون‌اش مي‌پرسد و چون به اسرارش راه
 
مي‌جويد، غروب آفتابي رامي‌بيند كه ديگر در روشناي آن، رزم دليرانه و رو در رو رامجال
 
جلوه‌اي نيست و در حال، نعل از سم قيرآت به در مي‌كشد كه ديگر عمر مردي و مرادنگي به
 
سر آمده است وبه عزلتي راه مي‌يابد تا آفتاب به روز ديگر چسان تابد و چاره چه باشد.
 
 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت 16:32 توسط سولدوزلو|

در دوران گذشته دو برادر یکی به نام «ضیاء» و دیگری به نام «تاج» در شهر بلخ زندگی می کردند. ضیاء مردی بلندبالا و با این حال بذله گو، نکته سنج و خوش اخلاق که واعظ شهر هم بود. در عوض، برادرش تاج قدی بسیار کوتاه داشت، ولی از علم بالایی بهره می برد، به گونه ای که ملقب به شیخ الاسلام بود. به همین سبب به برادرش به دیده حقارت می نگریست. حتی از وجود او خجالت می کشید. روزی ضیاء به مجلس برادرش تاج که پر از شخصیت های بزرگ بود وارد شد، ولی غرور علمی تاج مانع از آن شد که به احترام برادرش بایستد. ازاین رو، نیم خیز شد، به سرعت نشست. وقتی ضیاء از برادرش آن حرکت ناپسند را دید، با کنایه ای که حکایت از نکته سنجی او داشت، فی البداهه به مزاح گفت: «چون خیلی بلند قامتی، برای ثواب، کمی هم از آن قامت سروت بدزد».

نکته ه

این حکایت بیانگر این مهم است که غرور بی جا و دل بستگی به ظواهر دنیا، از صفات ناپسند اخلاقی است که می تواند بر چشمان حقیقت بین انسان پرده حجاب بکشد و او را از دست یافتن به سعادت باز دارد و مقدمات هلاکتش را فراهم سازد. چنان که امام علی علیه السلام می فرماید:

«کسی که به نفس خویش مغرور گردد، او را به هلاکت و نابودی تسلیم کند.» و هموست که می فرماید: «بدبخت کسی که به حال خود مغرور گردد و فریفته آرزوهای خود گردد».

بیچاره آن که ظواهر دنیا او را از واقعیت ها غافل کند و با آموختن چند جمله، اندوختن چند سکه، فزونی قوم و قبیله یا با رسیدن به قدرت و شهرت و محبوبیت، مغرور و دچار آفت خودبینی شود.

گفتنی است در این میان، غرور علمی، موضوعی قابل توجه است؛ زیرا تعداد قابل ملاحظه ای از اهل دانش را دچار لغزش کرده است. در حکایتی پیرامون ابن سینا آمده است:

آن حکیم فرزانه در اوان جوانی از فراگیری علوم زمان بسیار سرمست بود. روزی به مجلس درس ابوعلی مسکویه، دانشمند معروف آن روزگار حاضر شد و با کمال غرور گردویی را به مقابل او افکند و گفت: «مساحت سطح این گردو را تعیین کن.» ابن مسکویه هم در پاسخ، کتاب طهارة الاعراق را که در علم اخلاق و تربیت نوشته بود، در مقابل او نهاد و گفت: «تو نخست اخلاق خود را اصلاح کن تا من مساحت گردو را تعیین کنم. تو به اصلاح خود محتاج تر از من به تعیین مساحت این گردو هستی».

گویند: ابن سینا از این گفتار خود شرمسار شد و این جمله راهنمای اخلاقی او در همه عمر قرار گرفت.

مَرد را خودبینی و کبر و غرور می کند از درگه توفیق دور
آن چنان کز درگه قرب کریم دور شد ابلیس مردود رجیم

نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 10:35 توسط سولدوزلو|

 

برای مشاهده به ادامه مطلب بروید...


:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 14:55 توسط سولدوزلو|

 

برای مشاهده به ادامه مطلب بروید..

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 14:20 توسط سولدوزلو|

 

 

اربعين شاعر:مرحوم تائب وذهني زاده اي تبريزي


هيچ کيم منيم تک اتش هجرانه يانمادي


پروانه ده بو نوعيله اوتدا دايانمتدي


*****
مجنون اگر چه کوه و بياباني گزدي چوخ


صحراي عشقي ليک بوقدري دولانمادي


*****
چوخلار جهاندا غالب و مغلوب اولوب ولي


هيچ پادشهون اهل وعيالي تالانمادي


*****
چوخ نيسگيل اولدي زينبيوه اي عزيز جان


سن جان ويرن زمان گوزيوي باغلياماديم


*****
شام اهلي شاميده ديديلر خارجي بيزه


ال پيمبروخ ديدوخ هيچ کس اينانمادي


*****
خوب بقايه گيتدي روقيه خرابه ده


هر نه فغان و ناليه گلدوخ اويانمادي


*****
بير نصف شب خرابه اي شام خرابيده


توپراق لار اوسته ايستدي ياتسين ياتانمادي

 

لطفا برای مشاهده ادامه اشعار اربعینی به ادامه مطلب بروید....


:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 10:32 توسط سولدوزلو|

لطفا برای مشاهده اس ام اس اربعین حسینی به ادامه مطلب بروید...


:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 10:11 توسط سولدوزلو|

 

لطفا برای مشاهده به ادامه مطلب بروید....


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 18:1 توسط سولدوزلو|

 

برای مشاهده اس ام اس های جدید عاشقانه به ادامه مطلب بروید......


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 23:34 توسط سولدوزلو|

 

لطفا برای مشاهده ی اشعار کوتاه به ادامه مطلب بروید....


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 23:44 توسط سولدوزلو|

 

لطفا برای مشاهده اس ام اس های سرکاری به ادامه مطلب بروید...


:ادامه مطلب:
نوشته شده در جمعه دوم دی 1390ساعت 15:13 توسط سولدوزلو|

 

برای دیدن اس ام اس های شب یلدا به ادامه مطلب بروید.......


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 14:38 توسط سولدوزلو|

***اشعار ترکی حیدربابایه سلام***

 

لطفا برای مشاهده اشعار ترکی به ادامه مطلب بروید...


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 23:28 توسط سولدوزلو|

 

 

جلسه محاكمه عشق بود، عقل قاضی ، و عشق محكوم...


 

جلسه محاكمه عشق بود، عقل قاضی ، و عشق محكوم ....


به دلیل تبعيد به دورترين نقطه مغز يعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را

داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند

قلب شروع كرد به طرفداری از عشق:

آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی؟

ای گوش مگر تو نبودی كه در آرزوی شنيدن صدايش بودی ؟

وشما پاها كه هميشه مشتاق رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد ؟

همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند ،

تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت:

ديدی قلب همه از عشق بی زارند ، ولی متحيرم با وجودی كه عشق بيشتر از همه

تورا آزرده چرا هنوز از او حمايت ميكنی !؟

قلب ناليد و گفت:

من بی وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانيه كار ثانيه

قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلبی واقعی باشم.

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 11:34 توسط سولدوزلو|

 

  نگاهت همچون باران است و قلبم همچون كوير... و مي داني كه كوير بدون باران زنده است... پس برو بمير

---------------------------- پیامك های ضدحال . اس ام اس . جوك جدید ----------------------------

   یه توپ دارم قلقليه ....... موهاي سرم فرفريه ..... مسیج جديد نداشتم سرت كلاه گذاشتم

---------------------------- پیامك های ضدحال . اس ام اس . جوك جدید ----------------------------

   گلهاي خوشبوي دنيارو هم به پات بريزم بازم کمه چون پاهات خيلي بو ميده

---------------------------- پیامك های ضدحال . اس ام اس . جوك جدید ----------------------------

 

لطفا برای مشاهده بقیه مطالب به ادامه مطلب بروید......


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 12:55 توسط سولدوزلو|

 

 

 

یاشاسن ترختور..

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 14:29 توسط سولدوزلو|

   دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

---------------------------- پیامك های پند آموز . اس ام اس . پیام های مفید ----------------------------

   تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند

 

لطفا برای مشاهده بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب

بروید..

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 15:28 توسط سولدوزلو|

 

 

   ميدوني اين چيه؟! ( ) ( ) ( ) ( ) ( ) () اين دل منه که روز به روز برات تنگ تر ميشه......

---------------------------- مسیج عاشقانه . اس ام اس عاشقانه . پیام های عاشقانه ----------------------------

   دستم بوی گل ميداد من رو به جرم گل چيدن گرفتند و محاکمه کردند ولی کسی فکر نکرد شايد من گلی کاشته باشم

 

 

لطفا برای مشاهده اس ام اس های عاشقانه به ادامه

 مطلب بروید.........


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 14:54 توسط سولدوزلو|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت